نوح ه

این روزهای طوفانی

از قبیله ام فقط

چند کشتی و

                   چند پیامبر باقیست،

                   و هزار پسر نوح ...

/ 12 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمار

سلام آقای مهندس خیلی زیباست آقا به ما هم بگین بیاییم ببینیم به چیزی دست نمی زنیم[لبخند] می تونیم مطلب براتون بیاریم؟

پوران کاوه

درود بر تو شاعر شعرهایت واقعآ شعر است با مهر

نقشی

طوفان همیشگی نیست ...

شاسوسا

سلام تقریبا بیست آپ آخر رو خوندم قبیله انتظار و حس بندگی چیزی بود که نسبت به بقیه مسائل پر رنگ تر بود به نظر من یک علاقمند به ادبیات وقتی اجتماع و قبیله ی خودش رو ببینه میتونه پیشرفت کنه پیشرفتی سریع اون هم نه فقط توی زمینه ی شعر چیزی که من احساس کردم نگاه شما نسبت به گذشته بود همهی مسائل رو نسبت به گذشته میسنجین انگار که گذشته قشنگ ترین قسمت رنگ یک نقاش باشه اون موقع همه ی رنگ ها میشن یک رنگ و جذابیت نقاشی از بین میره بهترین شعری که خوندم شعر کهکشان سکوت بود چون تمام واژه ها درست سر جای خودشون بودن و نخی نامرعی داستان رو به هم وصل می کرد مانا باشید همیشه شاسوسا

ساقی

سلام یه چیزی بگم؟ میگم : انصافا مث شاهکاره کاش پشتش میگفتی : و هیچ جفتی ترس از انقراض ندارد .. کشتی خالی است ...

تبسم

تنها طوفان فرزندان ناهمگون می زاید! قبیله ات را طوفان زده است...

پرواز در سن

چه خالیست جایتان...